شبکه اجتماعی پاتوق دوستی - پاتوقی برای شما !

نمایش زنده

نمایش زنده

در صفحه نمایش زنده می توانید ارسال های تمامی اعضای سایت را بدونه وقفه و به صورت اتوماتیک مشاهده کنید .

گروه ها

گروه ها

در سایت ما هر یک از اعضا می توانند برای خود گروه ایجاد کنند و سپس به عضو گیری بپردازند و همچنین به محبوب کردن سایت خود بپردازند.

نسخه موبایل

نسخه موبایل

نسخه موبایل سایت پاتوق دوستی برای نمایش به وسیله موبایل به دو صورت نمایش ساده و نمایش برای گوش های تاچ محیا شده است .

آخرین ارسال ها

armaghan
armaghan
نیمکت درونم را خاک گرفته است

هر رهگذری که رد می شود فقط بند کفش هایش را سفت می کند و می رود ...

نازنین
نازنین
فکر کردم آسمان را می توان تسخیر کرد

آب اقیانوس را با آه خود تبخیر کرد

فکر کردم رفتنت را می توان از یاد برد

هیچ دانستی ؟ دلم را رفتن تو پیر کرد

armaghan
armaghan
☜رِفـآقَـت مِـثـلـــِ

سیـبـیـلــِ↯

بـــﮧ بَـعـضـیآ نِـمـیـــــــــــــــــآد ..... !!!シ

armaghan
armaghan
______
/
/ (●) (●)
/ __
(____________)

پو( pou) دکتر شریعتی
اینو عمرا دیده باشی
ینی اگه بگی دیدم جفت پا میام تو دهنتツ

armaghan
armaghan
خواستم چشم هایش را از پشت بگیرم.... دیدم طاقت اسم هایی که میگوید را ندارم..! کلا بی خیالش شدم ایـن شــعرهـــا بـــرونــد بــه جــهنّم مــن فقــط دیــوانـه ی آن لحــظه ام… که قــــلبت… زیــــر ســـرم دسـت و پـــا بزند…

armaghan
armaghan
برايــــم مهم نيســــت چه ميشـــود!!! به همــــه ی باورهــــايم سوگنــــد!!! هيچ چيــــزی برايــــم مهــــم نيســـت!!! يک کــــلام!!! من...... دســــــت از..... دوســـــــــــت داشــــــتنـــــت نميکشــــم!!! و اين يعنــــي... نهايــــت خوشـــبختی!!! گـيـــرم تـمـام دنـيـا بـگـويـنــد مـا مـال هــم نـيـسـتـيــم!!! مــا بـه درد هـم نـمــيـخـوريـم!!! گـيـــرم بـراي زيـر يـک سـقـف رفـتـن.... عـشـق ... آخـريـن مـعـيـار ايـن جـمـاعـت بــاشـد!!! گـيـرم دوسـت داشـتـن بـدون سـنـد حـرام بـاشـد!!! عـجـيـب بـاشـد!!! بـاور نـکـردنـی بـاشـد!!! مـــــن امـا... گـيـــر ايـن گـيـــــرها نــيـسـتــم!!! من تــا أبـد.... گـيـر چــشـمـان تــوام!!! گير دوســت داشـتـنـت!!! مـــيـخـــــواهــــم هــــمــه بــــدانــنـــــد کـــــه... من برای دوست داشتنت برای لمس دستانت برای غرق شدن در آغوشت از هیچکس اجازه نمیگیرم.... حتی خودت...♥

armaghan
armaghan
الهی عشقت بمیره اگه ببینی و بخونی و بازنشر نکنی ♡♥♡♥ﭼﻪ ﺣﺴﻪ ﺧﻮﺑﯿﻪ..ﺷﺒﺎ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺍﺏ ﻋﺸﻘﺖ ﺳﺮﺷﻮ ﺑﺬﺍﺭﻩ ﺭﻭ ﺩﺳﺘﺎﺖ...ﺑﺎ ﻣﻮﻫﺎﺵ ﺑﺎﺯﯼ کنی..ﭼﺸﻤﺎﺷﻮ ﺑﺒﻮﺳﯽ….ﺍﺭﻭﻡ ﺍﺭﻭﻡ ﺗﻮ ﺑﻐﻠﺖ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﮕﯿﺮﻩ….ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ…ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﻓﻘﻂ ﻧﮕﺎﺵ ﮐﻨﯽ….ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻣﯿﮑﻨﯽ….ﺍﺷﮑﺎﺕ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﺑﺸﻪ….ﺗﻮ ﺩﻟﺖ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﮕﯽ….ﻧﺒﺎﺷﯽ ….ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ…

armaghan
armaghan
به استادم گفتم:استاد ما نسل سوخته ایم به خدا!گفت:ما نسل سوخته اییم،شما نسل پدر سوخته اید!!!تا حالا اینقدر قانع نشده بودم!!:-D

armaghan
armaghan
تبلیغ جدید سایپا:هیجان و حادثه را با ما تجربه کنید،شاد بروید و شادروان برگردید!!!:-D

محمد مصلحی
محمد مصلحی
جه تیکه ای هستی برای سکس

armaghan
armaghan
عشقش که سر کلاس زنگ میزد می گفت اجازه برم آب بخورم؟ حالا مدتهاست که دیگر اجازه نمیگیرد و این بار معلم است که هر روز میگوید: چن وقته خیلی داغونی، برو یه آبی به سر و صورتت بزن...

armaghan
armaghan
. هی پسر... دختر را برای یک شب میخواستی؟؟؟ باحرف هایت خامش کردی؟؟؟ خواب شد ؟؟؟ خام شد؟؟؟ زرنگی کردی بکارتش را دریدی؟؟؟ لجن کشیدی به همه زندگیش... وقتی رهایش کردی کاخ آرزویش ویران شد... روزگارش راتباه کردی و اینگونه اونام فاحشه گرفت... هی پسرک گربه صفت... باچندنفر هم خوابگی کردی؟؟؟ چند نفر رابه منجلاب کشیدی؟؟؟ بکارت چندنفر رادریدی؟؟؟ به اشکهای آن دختر بی پناه خندیدی؟؟؟ آن طفلک باورت داشت ... او فاحشه نبود فاحشه اش خواندی ... درحالی که میدانستی با بغض کنارت بود فقط برای ترس ازدست دادنت... میدانستی دخترک چند شب است باگریه میخوابد؟؟؟ میدانستی ساعت هابه دیوار سرد حمام تکیه میدهد ومرور میکند همه چیز را؟؟؟ میدانستی مادرش وقتی چشمان پف کرده ی دخترش رامیبیند و میداند شب را با گریه سپری کرده پیرترمیشود آخه دخترش تاچند وقته پیش خیلی پرسروصدا بود و پرهیاهو اماحالا شده مرغ سر کنده حیران است و حیران... میدانستی وقتی مادرش بالش خیس دخترش راصبح میبیند دق میکند... نه تونمیدانی... برای زرنگی ات ذوق نکن ... به خدای احد و واحد پدر میشوی اشک دخترت رامیبینی و آن موقع میفهمی ...

نازنین
نازنین
ﺧـــــدایا… خـــــــدایـــ ـا… ازتــــمام دنیات… فقط یهـ نــفرو میخوام!!!! زیاده؟؟؟؟

armaghan
armaghan
و تنها مرگ است که دروغ نمی گوید ! ♡Sadegh hedayat♥

نازنین
نازنین
آدم ها می آیند…

خودشان را نشان می دهند…

وقتی که برایت مهم نیست…

اصرار می کنند!

اصرار برای اثبات وجودشان،

برای اثبات بودنشان…

و ماندنشان!

اصرار می کنند که تو نیز باشی همراهشان…

همان آدم ها،

وقتی که پذیرفتی بودنشان را ،

ماندنشان را…

وقتی که باورشان کردی…

می روند!

به بهانه‌های پوچ!

به بی‌بهانگی!

به سادگی!

می روند…

می روند…

و تو می مانی با باوری که …!

کاربران فعال

http://patoghedoosti.ir/niusha http://patoghedoosti.ir/MOTO http://patoghedoosti.ir/DARIUSH774 http://patoghedoosti.ir/Edward http://patoghedoosti.ir/13571357 http://patoghedoosti.ir/yasna http://patoghedoosti.ir/spiid http://patoghedoosti.ir/felfel http://patoghedoosti.ir/alifarvehar

آمار سایت

  • کل ارسال ها : 8663922
  • تعداد گروه ها : 266
  • تعداد نظرات : 4940
  • کل بازدید ها : 363041
  • جدیدترین عضو : ali1362